|
نوشتــــــه هــــــای آرش تنــــــهایی
|
نوشته ی اردشیر میر منگره
تندیس ، شماره 237 ، 30 آبان 1391 صفحه7
11 روزی در یکی از کلاس های درس دانشگاه هنر-که با حدود ده سال تأخیر وارد آن شده بودم- یکی از معلم های گرافیک پس از ابراز رضایت نسبی ! از انجام یکی از تکالیف درسی، سنم را پرسید که گفتم سی. به طنز گفت که از تأیید کارم پشیمان شده. علت را جویا شدم. گفت چون من در سی سالگی گرافیست معروفی بوده ام، ولی تو الان معروف نیستی، پس، کارت هم خوب نیست! آرش تنهایی الان سی ساله است و معروف هم هست! در حوزه ی گرافیک معاصر ایران خیلی ها او را می شناسند؛ برخی با نوشته هایش، مصاحبه ها و نقدهایش و بسیاری دیگر هم با آثار گرافیکش که غالباً پوستر و طراحی جلد کتاب هستند. چون دیده ام آرش تنهایی درباره ی بسیاری از هنرمندان پنجاه سال اخیر و برخی مسایل گرافیک ایران جستجو کرده و در جاهای مختلف مطالب مفیدی نوشته، به نظرم آمد که یکی هم درباره ی او و آثارش بنویسد و حضورش را مرور کند. و البته بهتر می بود از اهالی حرفه ای گرافیک درباره ی او بنویسد، نه من که از این رشته نه نام دارم و نه نان! اگر طبقه بندی نسبی طراحان گرافیک ایران به پنج -یا شش- نسل را برای برخی ارجاعات بپذیریم، آرش تنهایی در نسل پنجم آنها قرار می گیرد. «نسلی که فردیت و عصبیت، شاخصه های اصلی رفتاری اش بود. [. . .] گویی رفتار حرفه ای آنان بیش از آن که کنش باشد، واکنش است. از جهتی هم خودمحوری طراحان نسل پنجم، نه تنها خود ایشان، که کل فضای اجتماعی طراحی گرافیک را به سمت میل شدید به منحصر بودن، یکه تاز بودن، متفاوت بودن و رد شدن از روی مشتری و سفارش به نفع خود سوق داد.»(1) گرد هم آمدن و اعلام موجودیت این نسل در نمایشگاه نسل پنج در سال هشتاد و پنج که مشابه آن –تا جایی که به یاد دارم- در میان نسل های پیشین صورت نگرفته بود شاید از مصادیق ویژگی های فوق برای این نسل باشد که البته حتماً این گردهمایی به معنی داشتن حرفی برای گفتن بوده است. این ها که گفتم نه برای رد یا قبول تحرکات این نسل، بلکه برای مرور و تایید حضور آنهاست که بخشی از آن نیز وجه ایجابی این حضور در عرصه ی فرهنگی و هنری ایران معاصر است و شاید به نوعی حاصل برخی اتفاقات و ارتباطات جهانی یا توسعه ی نظام آموزشی یا تکامل ابزاری هم بوده باشد. و قطعاً که هر واکنشی در تقابل با کنش پیش از خود اتفاق می افتد که شاید واکنش این نسل را باید حداقل به برون رفت از وضعیت تثبیت نسبی پیش از خودشان تعبیر کرد. البته چند وجهی بودن علوم انسانی و از جمله هنر و حوزه ی طراحی گرافیک، نتیجه گیری قطعی در این باره را دشوار می کند. آرش تنهایی هم یک نسل پنجمی از طراحان گرافیک ایران است که همانند سایرین سعی در منحصر به فرد بودن دارد. اما به نظر می آید که او منحصر به فرد بودنش را به گونه ای دیگر از هم نسلانش مدیریت می کند؛ با پرکاری، با معلمی، با معناگرایی در آثارش، با تعیین گرایش در گرفتن سفارش هایش، با مطالعه و پژوهش در مسیر طی شده ی گرافیک ایران و شناخت و برقراری ارتباط با نسل های قبل از خود، با گرایش به فعالیت های گروهی، با خواندن و نوشتن درباره ی گرافیک و در کل با اتخاذ تدبیر در طی طریقش. نتیجه ی این تدابیر او هم طراحی آثاری است که متین، شمرده، آرام، نافذ و به عبارتی شاید عاقل، بالغ و والد هستند، مثل خودش و رفتارش و نوشته هایش. گویا او ادای احترام به طراحان گرافیک قبل از خود -و در رأس آنها مرحوم ممیز- را به نوعی وظیفه ی خود می داند و در صدد گوش زد کردن آن به دیگران هم هست. شاید تنهایی در آثارش سعی در حفظ و احیاء ارزش های موجود در این آثار را دارد و مطلوبش را در نمونه های تاریخ هنری گرافیک ایران جستجو می کند. به طوری که در برخی موارد میتوان بازآفرینی برخی شیوه های بیانی یا تکنیکی و تجربیات پیشین در گرافیک گذشته ی ایران را در کارهایش بررسی کرد. می توان حدس زد که او علاقمند به آنها و شاید در صدد یادآوری یا آموزش آن ویژگی ها به هم نسلان و بینندگان آثارش است. البته او این کار را با حواس جمع و آگاهانه انجام می دهد و علاوه بر جلوگیری از یکنواختی ، سعی او در پایبندی به ماهیت پیام رسانی هنر گرافیک را هم در آثارش می توان پیگیری کرد. و شاید که این ارجاعات و گوشه چشمی به گذشته هم راه حل و تدبیر او برای منحصر به فرد بودنش در گرافیک معاصر باشد. با این وجود به نظر می آید که بهتر است آرش تنهایی بیشتر مواظب باشد تا آثار خوبش دچار تاریخ هنرزدگی نشوند و چه بهتر که دوران طلایی و آثار عالی خود را در افق های پیش رو جستجو کند و نه در عصر طلایی پیشین. او در مواجهه با بخش های مختلف کارهایش شامل گرفتن سفارش، ایده پردازی، تصویرگری، طراحی حروف، عکاسی، چیدمان و . . . دقت می کند و برای هر کدام اهمیت قایل است. اگر وجه غالب آثار گرافیک را به عنوان یک هنر کاربردی، برقراری ارتباط و لحاظ کردن برخی سلیقه های معاصر سفارش دهنده و مخاطب بدانیم، به نظرم بهتر خواهد بود آرش تنهایی هم با عبور از تاریخ هنر، در بخش های مختلف آثارش با رویکردها و سلیقه های امروزی تر همراهی بیشتری داشته باشد، حتی اگر برخی از این گرایش ها و سلیقه ها را به مدگرایی متهم کنند، چرا که توانایی لحاظ کردن سلیقه و گرایش های مخاطب و سفارش دهنده –برخلاف برخی تعابیر- می تواند به امتیازی برای یک طراح گرافیک تبدیل شود. قضاوت و این همه حرف درباره ی آثار آرش تنهایی، به این معنی است که او و آثار گرافیکش و پژوهش هایش، ارزش بررسی و قضاوت در فضای گرافیک معاصر ایران را دارند. (1)غریب پور، کیانوش، سی سال تنهایی(گزیده ی پوسترها و نوشته های آرش تنهایی)،انتشارات ایده، تهران، 1391، ص 14

آرش تنـهایی
www.arashtanhai.com info@arashtanhai.com پژوهشگر، مدرس و طراح گرافیک عضو هئیت مدیره انجمن طرحان پوستر تئاتر عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران شرکت در بیش از سی نمایشگاه گرافیک و نقاشی شروع فعالیت حرفه ای در گرافیک از 1380
| طراحان گرافیک ایران ، مجید اخوان آرش تنهایی این مطلب پیش از این در مجله تندیس منتشر شده بود | ||

نگاهی به تاریخ گرافیک در ایران
سخنرانی آرش تنهایی در دانشگاه هنر
![]() |
| پوستر این رویداد/ اثر: مهدی فاتحی |
در تکاپوی ساختن جهانی شریف
به یاد فیروز شیروانلو از بنیانگذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان | آرش تنهایی | به نقل از گرته
گرچه تاثیرات ژرف این انسان نیاز به بررسی ها و واکاوی های بیشتری دارد ، اما مقصود این اندک آشنایی نسل امروز بود با فیروز شیروانلو و خدماتش به فرهنگ و هنر این سرزمین و گشایش راهی برای آشنایی بیشتر با او و اندیشه هایش
محمد
علی باطنی را اهالی و علاقه مندان سینما به خوبی به خاطر دارند او بیش از
۳۰۰ پوستر برای سینمای ایران ساخته است و بخش انکار نشدنی از تاریخ
پوستر های فیلم در ایران به شمار می رود ، از نخستین کارهایش در سالهای
دهه چهل تا اواخر دهه هفتاد از فعال و شاخص ترین طراحان پوستر های فیلم
بود ، پوستر های باطنی ادامه ای بودند بر پوستر های نقاشان تبلیغاتی چون
هایک اجاقیان ، میشا گراگوسیان و محسن دولو بود طراحان و نقاشانی که به
راستی همراهانی صادق برای معرفی فیلم های ایرانی بودند . سلیقه عام ،
تلاش برای فروش بیشتر و جذب مخاطب اساس کار پوستر های آنها را تشکیل می
داد ، پوستر هایی که به فیلم هایشان می آمدند و با محتوای آنها هماهنگ
بودند ( زیرا که با ساخت فیلم های متفاوت و پیشرو چون گاو ، قیصر ، طبیعت
بیجان و رگبار پوستر هایشان تغییر می کند ) باطنی با گذر ایام ، تغییر
ذائقه و افت کیفیت پوستر های فیلم چندین سال است پوستری طراحی نکرده است ،
و در آتلیه اش خود را به نقاشی و تدریس سرگرم ساخته است ، این گفتگو برای
شناخت بیشتر با طراحان و نقاشان پوستر های سینمای ایران با وی صورت گرفت .
شکل گرایی، اطوارگرایی در آثار این نسل نمود پیدا می کند
* نسل بندی در گرافیک را چگونه تعریف می کنید؟
مفهوم نسل در گرافیک ایران با نوشته آقای شیوا در مجله شارستان شروع شد و در انتقاد به این بود که آقای ممیز پدر گرافیک ایران است یا نه و پدر بودن شاید به این معنا بود که این آغازگر و نخستین است که هرچند من هم خودم اعتقادی به این ندارم، درخیلی از رشته ها و مفاهیم و هنرها پدر الزاماً کسی نیست که آغازگر باشد. لوترک را پدر پوستر می دانند ولی قبل از لوترک طراحان بسیاری بودند که پوستر طراحی می کردند در واقع لوترک اعتلا دهنده پوستر بوده است. و این مطلب اشاره به این دارد که قبل از ممیز طراحان بسیاری چون هوشنگ کاظمی و محمود جوادی پور بودند که فعالیت می کردند. ولی مطرح نمی شوند. آنچه که مسلم این است که قبل از ممیز نقاشان و طراحان گرافیک زیادی بودند که کار طراحی انجام می دادند. * فکر می کنم بعد از انتقاد آقای شیوا اصطلاح «پدر نبود اما پدری کرد» بسیار شایع شده است ؟
- حقیقت امر این است که خود ممیز اعتقادی به پدر بودن نداشت به طوری که در یکی از گفتگوهایش می گوید:" نه خاله ام، نه عمه. در این عرصه فقط یک تلاشگر هستم". این تفکر جامعه ایرانی است که همیشه خواهان قهرمان است. بگذریم- این نسل بندی مطرح شد تا طراحان قبل از ممیز هم فراموش نشوند. اصولاً ما فرهنگ مکتوب خفیف تری نسبت به فرهنگ شفاهی مان داریم و این قضیه درخود گرافیک بسیار به چشم می آید و تاریخ گرافیک و نسل بندی گرافیک به صورت مکتوب صورت نگرفته و ما نمی توانیم به یک نوشته و یک منبع مکتوب تاکید کنیم. زمانی که در سایت گرته قصد داشتیم در پروژه ای نسل اول طراحان را بررسی کنیم احساس کردیم بهتر است عنوان کنیم طراحان گرافیک ایران از 1300 الی 1335 و از واژا نسل بپرهزیم . اصولا نسل بیانگر چیست ؟ نسل می تواند بیانگر یک دوره با یک سری رفتار و عادات باشد.و تفاوت نسل ها بیشتر تفاوت در خواستگاه نسلهاست. اما زمان- سن و گذر تاریخ است که نسل ها رامشخص می کند. مثل نسل انقلاب- نسل جنگ. و نهایتاً ما به جایی رسیدیم که عنوان کردیم گرافیک ایران در دوره قاجار- در دوره پهلوی اول- دوم و ... اما درست تر این است که هر مفهومی را با ارزش های خود آن بسنجیم. یعنی به جای اینکه گرافیک را بخواهیم با تفاقات تاریخی یا با حکومتها تقسیم بندی تقسیم بندی کنیم ، با اتفاقهایی که در گرافیک افتاده تقسیم بندی کنیم. *
به نظر شما این تقسیم بندیها برای گرافیک ما چگونه شکل می گیرد؟
- اصولا ترجیح می دهم یک دیدگاه به صورت مکتوب ارائه شود تا به صورت گفتگو. اما باید بگویم که یک سری طراحان ما نقاش و نگارگر هستند و برآیند نقاشی های آنهاست که به صورت کار گرافیک می بینم مثل اجاقیان- مثل برادران سارواریان، مثل میشا گراگوسیان که پوسترهای سینمایی طراحی می کرد ، تجویدی های پدر و پسر که نگارگر بودند ولی جلد می ساختند و بعد تا آخر که می رسد به آقای بهرامی و زنده یاد بیوک احمری اینها کسانی هستند که بر اساس تحصیلات آکادمیک کار نمی کنند اصولا اینها نقاشانی هستند که کار گرافیک می کنند و من این گروه را نسل اول می دانم. * آیا خودشان می دانستند که کارشان به عنوان گرافیک مطرح میشود؟ - نه فکر کنم آن زمان تحت عنوان «نقاش رکلام» معرفی می شدند و بعد می گفتند نقاش تبلیغاتی و .... البته هنوز تا سال 40 صحبتی از گرافیک نبود، حتی تصویرسازی مجلات که کار میشد آقای بهرامی می گفتند من سیاه قلم کار می کردم و بعدا گفتند گرافیک.
گفتگوها با | آرش تنهایی |
به کوشش شهاب سیاوش . زمستان 1388
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |