X
تبلیغات
حرف های تنــــهایــی
نوشتــــــه هــــــای آرش تنــــــهایی
مروری بر آثار آرش تنهایی

نوشته ی اردشیر میر منگره

تندیس ، شماره 237 ، 30 آبان 1391 صفحه7

11 روزی در یکی از کلاس های درس دانشگاه هنر-که با حدود ده سال تأخیر وارد آن شده بودم- یکی از معلم های گرافیک پس از ابراز رضایت نسبی ! از انجام یکی از تکالیف درسی، سنم را پرسید که گفتم سی. به طنز گفت که از تأیید کارم پشیمان شده. علت را جویا شدم. گفت چون من در سی سالگی گرافیست معروفی بوده ام، ولی تو الان معروف نیستی، پس، کارت هم خوب نیست! آرش تنهایی الان سی ساله است و معروف هم هست! در حوزه ی گرافیک معاصر ایران خیلی ها او را می شناسند؛ برخی با نوشته هایش، مصاحبه ها و نقدهایش و بسیاری دیگر هم با آثار گرافیکش که غالباً پوستر و طراحی جلد کتاب هستند. چون دیده ام آرش تنهایی درباره ی بسیاری از هنرمندان پنجاه سال اخیر و برخی مسایل گرافیک ایران جستجو کرده و در جاهای مختلف مطالب مفیدی نوشته، به نظرم آمد که یکی هم درباره ی او و آثارش بنویسد و حضورش را مرور کند. و البته بهتر می بود از اهالی حرفه ای گرافیک درباره ی او بنویسد، نه من که از این رشته نه نام دارم و نه نان! اگر طبقه بندی نسبی طراحان گرافیک ایران به پنج -یا شش- نسل را برای برخی ارجاعات بپذیریم، آرش تنهایی در نسل پنجم آنها قرار می گیرد. «نسلی که فردیت و عصبیت، شاخصه های اصلی رفتاری اش بود. [. . .] گویی رفتار حرفه ای آنان بیش از آن که کنش باشد، واکنش است. از جهتی هم خودمحوری طراحان نسل پنجم، نه تنها خود ایشان، که کل فضای اجتماعی طراحی گرافیک را به سمت میل شدید به منحصر بودن، یکه تاز بودن، متفاوت بودن و رد شدن از روی مشتری و سفارش به نفع خود سوق داد.»(1) گرد هم آمدن و اعلام موجودیت این نسل در نمایشگاه نسل پنج در سال هشتاد و پنج که مشابه آن –تا جایی که به یاد دارم- در میان نسل های پیشین صورت نگرفته بود شاید از مصادیق ویژگی های فوق برای این نسل باشد که البته حتماً این گردهمایی به معنی داشتن حرفی برای گفتن بوده است. این ها که گفتم نه برای رد یا قبول تحرکات این نسل، بلکه برای مرور و تایید حضور آنهاست که بخشی از آن نیز وجه ایجابی این حضور در عرصه ی فرهنگی و هنری ایران معاصر است و شاید به نوعی حاصل برخی اتفاقات و ارتباطات جهانی یا توسعه ی نظام آموزشی یا تکامل ابزاری هم بوده باشد. و قطعاً که هر واکنشی در تقابل با کنش پیش از خود اتفاق می افتد که شاید واکنش این نسل را باید حداقل به برون رفت از وضعیت تثبیت نسبی پیش از خودشان تعبیر کرد. البته چند وجهی بودن علوم انسانی و از جمله هنر و حوزه ی طراحی گرافیک، نتیجه گیری قطعی در این باره را دشوار می کند. آرش تنهایی هم یک نسل پنجمی از طراحان گرافیک ایران است که همانند سایرین سعی در منحصر به فرد بودن دارد. اما به نظر می آید که او منحصر به فرد بودنش را به گونه ای دیگر از هم نسلانش مدیریت می کند؛ با پرکاری، با معلمی، با معناگرایی در آثارش، با تعیین گرایش در گرفتن سفارش هایش، با مطالعه و پژوهش در مسیر طی شده ی گرافیک ایران و شناخت و برقراری ارتباط با نسل های قبل از خود، با گرایش به فعالیت های گروهی، با خواندن و نوشتن درباره ی گرافیک و در کل با اتخاذ تدبیر در طی طریقش. نتیجه ی این تدابیر او هم طراحی آثاری است که متین، شمرده، آرام، نافذ و به عبارتی شاید عاقل، بالغ و والد هستند، مثل خودش و رفتارش و نوشته هایش. گویا او ادای احترام به طراحان گرافیک قبل از خود -و در رأس آنها مرحوم ممیز- را به نوعی وظیفه ی خود می داند و در صدد گوش زد کردن آن به دیگران هم هست. شاید تنهایی در آثارش سعی در حفظ و احیاء ارزش های موجود در این آثار را دارد و مطلوبش را در نمونه های تاریخ هنری گرافیک ایران جستجو می کند. به طوری که در برخی موارد میتوان بازآفرینی برخی شیوه های بیانی یا تکنیکی و تجربیات پیشین در گرافیک گذشته ی ایران را در کارهایش بررسی کرد. می توان حدس زد که او علاقمند به آنها و شاید در صدد یادآوری یا آموزش آن ویژگی ها به هم نسلان و بینندگان آثارش است. البته او این کار را با حواس جمع و آگاهانه انجام می دهد و علاوه بر جلوگیری از یکنواختی ، سعی او در پایبندی به ماهیت پیام رسانی هنر گرافیک را هم در آثارش می توان پیگیری کرد. و شاید که این ارجاعات و گوشه چشمی به گذشته هم راه حل و تدبیر او برای منحصر به فرد بودنش در گرافیک معاصر باشد. با این وجود به نظر می آید که بهتر است آرش تنهایی بیشتر مواظب باشد تا آثار خوبش دچار تاریخ هنرزدگی نشوند و چه بهتر که دوران طلایی و آثار عالی خود را در افق های پیش رو جستجو کند و نه در عصر طلایی پیشین. او در مواجهه با بخش های مختلف کارهایش شامل گرفتن سفارش، ایده پردازی، تصویرگری، طراحی حروف، عکاسی، چیدمان و . . . دقت می کند و برای هر کدام اهمیت قایل است. اگر وجه غالب آثار گرافیک را به عنوان یک هنر کاربردی، برقراری ارتباط و لحاظ کردن برخی سلیقه های معاصر سفارش دهنده و مخاطب بدانیم، به نظرم بهتر خواهد بود آرش تنهایی هم با عبور از تاریخ هنر، در بخش های مختلف آثارش با رویکردها و سلیقه های امروزی تر همراهی بیشتری داشته باشد، حتی اگر برخی از این گرایش ها و سلیقه ها را به مدگرایی متهم کنند، چرا که توانایی لحاظ کردن سلیقه و گرایش های مخاطب و سفارش دهنده –برخلاف برخی تعابیر- می تواند به امتیازی برای یک طراح گرافیک تبدیل شود. قضاوت و این همه حرف درباره ی آثار آرش تنهایی، به این معنی است که او و آثار گرافیکش و پژوهش هایش، ارزش بررسی و قضاوت در فضای گرافیک معاصر ایران را دارند. (1)غریب پور، کیانوش، سی سال تنهایی(گزیده ی پوسترها و نوشته های آرش تنهایی)،انتشارات ایده، تهران، 1391، ص 14

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 21:56  توسط آرش تنهایی  | 

گفت و گو با آرش تنهایی طراح ، پژوهشگر و مدرس گرافیک درباره پوستر تئاتر




پیراهنی بر قامت تئاتر
گفت و گو با آرش تنهایی طراح ، پژوهشگر و مدرس گرافیک درباره پوستر تئاترفرشید پارسی کیا
این متن پیش از این در شماره 103 ، 28 آبان 1390 هفته نامه ستاره صبح منتشرشده است.


آرش تنهایی متولد تهران، طراح ، پژوهشگر ومدرس گرافیک ،از موسسان انجمن طراحان پوسترخانه تئاتر، عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک و عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران است . شرکت   در بیش از سی نمایشگاه گرافیک و نقاشی ، همچنین تالیف  چند مقاله و کتاب در حیطه گرافیک  را در کارنامه خود دارد، او از طراحانی است که خود را در آثارشان تکرار نمی کند و از اندک تاریخ نگاران گرافیک به حساب می آید که در نوشته هایش نگاهی ویژه به گرافیک نوین ایران داشته، در گفتگوی زیر پیرامون طراحی پوستر تئاتر با او به بحث نشسته ایم.

آقای تنهایی الان بیشتر مشغول چه کارهایی هستید؟

طراحی گرافیک، تدریس و پژوهش در گرافیک ایران، دغدغه های این روزهای مرا تشکیل می دهد که به توالی در حال انجام است. از سویی نیز در تدارک نمایشگاه و کتابی هستم که 10 سال کارهای گرافیک سالهای اخیرم را پوشش خواهد داد.

محوریت کتاب و نمایشگاه شما بر چه آثاری است؟

در ابتدا قصد داشتم پوستر ها و طرح جلدهای کتاب ها را به نمایش درآورم، اما بهتر دیدم در این کتاب پوسترها را به نمایش در آورم و در  فرصت دیگری جلد هایم را عرضه و منتشر کنم. این نمایشگاه در بر گیرنده ی پوسترهایی است که از سال 1380 تا کنون ساخته ام.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 12:34  توسط آرش تنهایی  | 


آرش تنـهایی

www.arashtanhai.com   info@arashtanhai.com     پژوهشگر، مدرس و طراح گرافیک عضو هئیت مدیره  انجمن طرحان پوستر تئاتر    عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران    عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران شرکت در  بیش از سی  نمایشگاه  گرافیک و نقاشی    شروع فعالیت حرفه ای در گرافیک  از 1380  

    
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 0:0  توسط آرش تنهایی  | 

طراحان گرافیک ایران ، مجید اخوان
آرش تنهایی
این مطلب پیش از این در مجله تندیس منتشر شده بود








اگر تاریخ طراحی جلد کتاب و پوستر فیلم در ایران نوشته شود نمی توان از کنار نام مجید اخوان بی تفاوت گذشت. او یکی از پرکارترین طراحان جلد کتاب و پوستر فیلم پس از انقلاب است. مشتری های پر وپا قرص کتاب فروشی ها، بی شک امضای او را بر کتاب های زیادی دیده اند وتوانایی اش را در تصویرسازی جلد کتاب ستوده اند.
در مشهد به دنیا آمد . در خيابان نادري، نزديك حرم امام رضا(ع). در يك خانه سنتي قديمي با گل هاي اطلسي و سرخ و درخت هاي به. پدرش كارمند آموزش پرورش بود. خط خوشي داشت و نقاشي هم مي كشيد. در خانواده هیچ اصراری نبود که پزشك يا مهندس شود. کاردستی هایی که مادرش می ساخت، کتاب های مصور انتشارات پروگرس مسکو و بعد کتاب های کودکان انتشارات امیرکبیر، بخشی از خاطرات کودکی او را شکل می دهند. در نوجوانی به آتلیه ی منصور دولو که تازه از پاریس برگشته بود می رود؛ با گروه ها و تئاتری های مطرح مشهد چون داريوش ارجمند، داود كيانيان و غلامحسين و رضا صابري همکاری می کند و علاوه بر كار تئاتر، پوستر و بروشور هم طراحی می کند. نخستین پوسترهایش را براي تئاتر"دو ضربدر دو" كار داود كيانيان، نمايشنامه " صفر " نوشته محمود دولت آبادي و كارگرداني غلامحسين صابري، "آنجا كه ماهي ها سنگ مي شوند" كار خسرو حكيم رابط و صابري می سازد. وارد دانشکده ی هنرهای تزئینی می شود و آرام آرام مسیر اصلی زندگی اش را پیدا می کند.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:30  توسط آرش تنهایی  | 

نگاهی به تاریخ گرافیک در ایران

سخنرانی آرش تنهایی در دانشگاه هنر

پوستر این رویداد/ اثر: مهدی فاتحی









همزمان با هفته پژوهش، گروه ارتباط تصویری دانشکده هنر، دو سخنرانی با عناوین
"نگاهی به تاریخ گرافیک در ایران" و "نگاهی به آثار هوشنگ کاظمی" (موسس دانشکده هنرهای تزیینی) را برگزار می کند.
لازم به ذکر است که سخنرانی های مذکور توسط آرش
تنهایی طراح و پژوهشگر گرافیک در روز دوشنبه مورخ ششم دی ماه جاری و در ساعت های ۱۶-۱۴و ۱۶-۱۸ در محل دانشگاه هنر، ساختمان مرکزی، تالار جان بزرگی برگزار خواهد شد.
ورود عموم علاقه مندان  به دانشگاه در هفته پژوهش آزاد است.

جمعه ۳ دي ۱۳۸۹
۲۳:۱۲:۴۷
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 22:18  توسط آرش تنهایی  | 






در تکاپوی ساختن جهانی شریف

به یاد فیروز شیروانلو از بنیانگذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان | آرش تنهایی | به نقل از گرته

گرچه تاثیرات ژرف این انسان نیاز به بررسی ها و واکاوی های بیشتری دارد ، اما مقصود این اندک آشنایی نسل امروز بود با فیروز شیروانلو و خدماتش به فرهنگ و هنر این سرزمین و گشایش راهی برای آشنایی بیشتر با او و اندیشه هایش

فیروز شیروانلو ( 1317 -1367 تهران ) در میان روشنفکران ایرانی جایگاه ویژه و ممتازی دارد ، او در امتداد نسلی بود " که در تکاپوی ساختن جهانی شریف و به کمال به هر دری می زد ، شیروانلو از اخلاف خلیل ملکی ها و حیدر عمو اوغلی ها بود " .
پس از پایان بردن تحصیلات متوسطه در دبیرستان البرز راهی انگلستان شد ، در دانشگاه لیدز در رشته جامعه شناسی تحصیل کرد ، او که در دوران دانشجویی " از فعالان مخالف حکومت در انگلستان و دوستان فرح دیبا بود و تا پیش از آنکه آن یکی ملکه دربار شود و فریاد کشیدن برای رنجبران جهان را متوقف کند، این یکی هم به این نتیجه رسیده بود که باید به جای حرف های صد من یک غاز اپوزیسیونی خارج از کشور، به ایران برود و کاری بکند " ، شیروانلو با چنین نگاهی به ایران آمد و کار مدیریت هنری کتابهای درسی را را در انتشارات فرانکلین به عهده گرفت ، در آن زمان پس از یک دوره فعالیت های سیاسی اش به بهانه دست داشتن در ترور محمد رضا پهلوی به زندان افتاد ، پس از آزادی از زندان دفتر نشر و تبلیغات نگاره را تاسیس کرد از آغاز در انتخاب همکارانش تیز هوشی و درایت خاصی داشت آراپیک باغداسارین ، فرشید مثقالی ، عباس کیارستمی ، نیکزاد نجومی ، علی اصغر محتاج همکاران او در نگاره بودند ، پس از چندی به دعوت مقامات فرهنگی آن زمان فعالیت اش را در مقام یک کارشناس و مدیر فرهنگی شروع کرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 12:14  توسط آرش تنهایی  | 



گفتگو با محمد علی باطنی



این مطلب پیش از این در شماره ۱۷۵ تندیس  منتشر شده است

گفتگو: آرش تنهایی

محمد علی باطنی  را اهالی و علاقه مندان سینما به خوبی به خاطر دارند او بیش از ۳۰۰ پوستر برای  سینمای ایران ساخته است  و بخش انکار نشدنی از تاریخ پوستر های فیلم در ایران به شمار می رود   ، از نخستین کارهایش در سالهای دهه چهل تا اواخر دهه هفتاد   از فعال  و شاخص ترین طراحان  پوستر های فیلم بود ، پوستر های باطنی ادامه ای بودند بر پوستر های  نقاشان تبلیغاتی چون هایک اجاقیان ، میشا گراگوسیان  و محسن دولو بود  طراحان و نقاشانی  که به راستی  همراهانی صادق  برای معرفی فیلم های ایرانی بودند . سلیقه عام ، تلاش برای فروش بیشتر و جذب مخاطب  اساس کار پوستر های آنها را تشکیل می داد ، پوستر هایی که به فیلم هایشان می آمدند و با محتوای آنها هماهنگ بودند ( زیرا که با ساخت فیلم های متفاوت و پیشرو چون گاو ، قیصر ، طبیعت بیجان و رگبار پوستر هایشان تغییر می کند ) باطنی  با  گذر ایام ، تغییر ذائقه و افت کیفیت پوستر های فیلم چندین سال است پوستری طراحی نکرده  است ، و در آتلیه اش خود را به نقاشی و تدریس سرگرم ساخته است  ، این گفتگو برای شناخت بیشتر با طراحان و نقاشان پوستر های سینمای ایران  با وی صورت گرفت .

از تولد ، خاطرات کودکی و خانواده شما دوست دارم بدانم  و تاثیری که بر زندگی هنری شما گذاشته است .
من در یک خانواده فرهنگی از پدر و مادری معلم متولد شدم ، عمه و عمو و باقی هم همه معلم بودند . در حال حاضر هم خانمم ، دخترم و پسرم معلم هستند  .  در واقع من در یک محیط خیلی فرهنگی رشد کردم که در تمام کارهایم موثر بوده است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 22:56  توسط آرش تنهایی  | 


شکل گرایی، اطوارگرایی در آثار این نسل نمود پیدا می کند

سایه مهری - گفتگوی حاضر به بهانه پایان نامه کارشناسی ام در رشته گرافیک در خصوص نسل چهارم طراحان گرافیک ایران با آرش تنهایی صورت گرفته است .

  * نسل بندی در گرافیک را چگونه تعریف می کنید؟

مفهوم نسل در گرافیک ایران با نوشته آقای شیوا در مجله شارستان شروع شد و در انتقاد به این بود که آقای ممیز پدر گرافیک ایران است  یا نه و پدر بودن شاید به این معنا بود که این آغازگر و نخستین است که  هرچند من هم خودم اعتقادی به این ندارم، درخیلی از رشته ها و مفاهیم و هنرها پدر الزاماً کسی نیست که آغازگر باشد.  لوترک را پدر پوستر می دانند  ولی قبل از لوترک طراحان بسیاری بودند که پوستر طراحی می کردند در واقع لوترک اعتلا دهنده پوستر بوده است.  و این مطلب اشاره به این دارد که قبل از ممیز طراحان بسیاری چون هوشنگ کاظمی و محمود جوادی پور بودند که فعالیت می کردند. ولی مطرح نمی شوند. آنچه که مسلم این است که قبل از ممیز نقاشان و طراحان گرافیک زیادی بودند که کار طراحی انجام می دادند. * فکر می کنم بعد از انتقاد آقای شیوا اصطلاح «پدر نبود اما پدری کرد» بسیار شایع شده است ؟

- حقیقت امر این است که خود ممیز اعتقادی به پدر بودن نداشت به طوری که در یکی از گفتگوهایش می گوید:" نه خاله ام، نه عمه. در این عرصه فقط یک تلاشگر هستم". این تفکر جامعه ایرانی است که همیشه خواهان قهرمان است. بگذریم- این نسل بندی مطرح شد تا طراحان قبل از ممیز هم فراموش نشوند. اصولاً ما فرهنگ مکتوب خفیف تری نسبت به فرهنگ شفاهی  مان داریم و این قضیه درخود گرافیک بسیار به چشم می آید و تاریخ گرافیک و نسل بندی گرافیک به صورت مکتوب صورت نگرفته و ما نمی توانیم به یک نوشته و یک منبع مکتوب تاکید کنیم. زمانی که  در سایت گرته قصد داشتیم در پروژه ای نسل اول طراحان را بررسی کنیم احساس کردیم بهتر است  عنوان کنیم طراحان گرافیک ایران از 1300 الی 1335  و از واژا نسل بپرهزیم . اصولا نسل بیانگر چیست ؟  نسل می تواند بیانگر یک دوره با یک سری رفتار و عادات باشد.و تفاوت نسل ها بیشتر تفاوت در خواستگاه نسلهاست. اما زمان- سن و گذر تاریخ است که نسل ها رامشخص می کند. مثل نسل انقلاب- نسل جنگ. و نهایتاً ما به جایی رسیدیم که عنوان کردیم گرافیک ایران در دوره قاجار- در دوره پهلوی اول- دوم و ... اما درست تر این است که هر مفهومی را با ارزش های خود آن بسنجیم. یعنی به جای اینکه گرافیک را بخواهیم با تفاقات تاریخی یا با حکومتها تقسیم بندی تقسیم بندی کنیم ، با اتفاقهایی که در گرافیک افتاده تقسیم بندی کنیم. *

به نظر شما این تقسیم بندیها برای گرافیک ما چگونه شکل می گیرد؟

-  اصولا ترجیح می دهم  یک دیدگاه به صورت  مکتوب ارائه شود تا به صورت گفتگو. اما باید بگویم که یک سری طراحان ما نقاش و نگارگر هستند و برآیند نقاشی های آنهاست که به صورت کار گرافیک می بینم مثل اجاقیان- مثل  برادران سارواریان، مثل میشا  گراگوسیان که پوسترهای سینمایی طراحی می کرد ، تجویدی های پدر و پسر که نگارگر بودند ولی جلد می ساختند و بعد تا آخر که می رسد به آقای بهرامی و زنده یاد بیوک احمری  اینها کسانی هستند که بر اساس تحصیلات آکادمیک کار نمی کنند اصولا اینها نقاشانی هستند که کار گرافیک می کنند و من این گروه را نسل اول می دانم. * آیا خودشان می دانستند که کارشان به عنوان گرافیک مطرح میشود؟ - نه فکر کنم آن زمان تحت عنوان «نقاش رکلام» معرفی می شدند  و بعد می گفتند نقاش تبلیغاتی و .... البته هنوز  تا سال 40  صحبتی از گرافیک نبود، حتی تصویرسازی مجلات که کار میشد آقای بهرامی می گفتند من سیاه قلم کار می کردم و بعدا گفتند گرافیک.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:17  توسط آرش تنهایی  | 

 


گفتگوها با | آرش تنهایی |

   به کوشش شهاب سیاوش . زمستان 1388

در این سری گفتگوها با طراحان گرافیک ایران، سعی می کنیم فضایی صمیمانه و دوستانه ایجاد کنیم و زیاد درگیر مسایل حرفه‌ای و مشکلات گرافیک ایران نشویم و نمایی شخصی و نزدیک از شخص "گفتگوشونده" به دیگر طراحان گرافیک ارائه کنیم. ایده این گفتگو از بخش "تازه چه خبر؟" سایت پرشین کارتون گرفته شده، با تغییراتی بیشتر. در پاسخ ها هیچ گونه حذف و اضافه ای نخواهید دید


 آرش تنهایی طراح گرافیك، متولد تهران ۱۳۶۰. در هنرستان مالك اشتر كاردانی گرفیك خوانده‌ام و در رشته تئاتر از دانشكده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شده‌ام، به طراحی گرافیك ؛ نقاشی  و در كنار آن به تدریس و نحقیق و نگارش مقاله می‌پردازم. اختیاری: اگر تمایل دارید محل سکونت و شغل فعلی تان را نیز ذکر کنید. تهران/ طراح گرافیك  و مدرس
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 18:53  توسط آرش تنهایی  | 

افسانـــه سه بــرادر؛

 نگاهی به پوسترهای سیاسی برادران شیشه‌گران


این مطلب پیش از این در شماره ۱۶۸ تندیس منتشر شده است

     

آرش تنهایی /  پوستر سیاسی آینه‌‌ای است که از شیوه بیان سیاسی هر ملت آرزوها، امیدها، ملاطفت و خشم‌هایش می‌گوید. با نگاهی اجمالی به پوسترهای روسی، کوبایی، مکزیکی و چینی به اهمیت و ریشه‌دار بودن اتفاق‌های سیاسی و فرهنگی پی می‌بریم و از انعکاس آن در تعدادی از کتاب‌ها و مقالاتی که درباره گرافیک و پوسترهای انقلابی نگاشته‌شده، این رخ‌داد را باور می‌کنیم. چیزی که کمبود آن در هنرهای تجسمی، خصوصاً گرافیک ایران، بسیار احساس می‌شود. این نوشتار می‌کوشد با بررسی آثار گرافیک و پوسترهای سیاسی برادران شیشه‌گران، به یکی از مهم‌ترین جریان‌های گرافیک سیاسی ایران بپردازد. روشنگری‌ها و تحولات فکری اواخر دوران قاجار و گسترش ارتباط با جهان خارج و شروع انتشار روزنامه‌های متجدد، عرصه را برای بروز گرافیک اجتماعی- سیاسی، نخست به شکل کاریکاتور، فراهم کرد؛ و تا سال‌ها گرافیک سیاسی به شکل پوستر به وجود نمی‌آید. شاید یکی از علل  را بتوان در نبود تحمل نقد در حاکمیت  برشمرد، هرچند بررسی علل و آسیب‌شناسی عدم رشد این مقوله در این اندک نمی‌گنجد. تنها در سال‌های انقلاب است که این جریان به صورت خودجوش شکل می‌گیرد. آثار برادران شیشه‌گران در این دوره عرضه می‌شوند، اما زمینه‌های اجتماعی آن را می توان در فضای باز سیاسی سال‌های پس از کودتای مرداد ۱۳۳۲ جستجو کرد. در طی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ است که نویسندگانی چون  جلال آل احمد، رضا براهنی و غلامحسین ساعدی آثاری منتشر می‌کنند که کنایه‌هایی در انتقاد به وضع کشور در آن مستتر است. شاعرانی چون شاملو، کسرایی، گلسرخی و اخوان ثالث نیز چنین اشعاری دارند. موج نوی سینمای ایران نیز فیلم‌هایی چون قیصر، گاو، تنگسیر، آرامش در حضور دیگران، سفر سنگ، طبیعت بیجان، گوزن‌ها، ... را عرضه کرده است. در تئاتر، نمایش‌نامه‌نویسانی چون ساعدی، یلفانی، سلطان‌پور و حکیم‌رابط حرف‌های خود را می‌زنند و در موسیقی نیز خوانندگانی چون فریدون فروغی، فرهاد مهراد، داریوش اقبالی و مازیار؛ و ترانه‌سرایانی چون ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری، هر یک به نوعی صدای اعتراض مردم‌شان هستند. سرانجام در چنین فضای ناآرامی است که پوسترهای این سه برادر متولد می‌شوند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 15:34  توسط آرش تنهایی  |